محمدرضا شجریان، بههمراه گروه «شهناز» و به سرپرستی مجید درخشانی 21، 22، 24 و 25 آذر به مناسبت سالروز تولد مولانا در شهر قونیه به اجرای برنامه می پردازد.
این کنسرت در پی دعوت رسمی بنیاد بینالمللی مولانا در شهر قونیه ترکیه تدارک دیده شده و در سالن مجموعه فرهنگی صدرالدین برگزار خواهد شد.
این کنسرت در دو بخش ارائه می شود که در قسمت اول قطعههایی با عنوان «مرغ خوشخوان» در دستگاه همایون و در بخش دوم قطعاتی از آلبوم «رندان مست» اجرا خواهد شد.
میدانيم که در تور اروپای گروه شهناز و محمدرضا شجریان که از ۱۳ شهریور در فرانکفورت آغاز شده، آثاری اجرا شد که سال گذشته در تهران در ۱۳ شب اجرا شده است.
احتمال برگزاری کنسرت شجريان و گروه شهناز در ایران بر اساس شنیدهها، استاد محمدرضا شجریان آثار جدید و تمرینشدهی گروه را در ایران اجرا خواهند کرد و در صورتیکه مجوزهای لازم برای اجرا صادر شود، تا پیش از ماه محرم کنسرت استاد محمدرضا شجریان و گروه شهناز به سرپرستی استاد مجید درخشانی در تهران برگزار خواهد شد.
بنابراين گزارش، برنامهی جدید گروه شهناز در آواز بیات اصفهان و دستگاه سهگاه اجرا میشود.
منبع : شجريانیها
+ نوشته شده در سه شنبه 19 آبان1388ساعت 2:3 قبل از ظهر  توسط امین رضوي فرد
|
آقای آغاسی، موضع شما و استاد شجریان در مورد پخش نوای ربنا از رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی چیست؟
از ابتدا که شکایت را به دادسرای کارکنان
دولت طرح کردیم عنوان شد که پخش دعای ربنا به عنوان یک نوای مذهبی و
معنوی، مورد قبول موکل من قرار دارد. من این را صریح عرض کنم، و پیش از
این هم گفتهام، که استاد شجریان این دعا را وقف مردم کرده و آن را متعلق
به مردم میداند.
اما آنچه که منجر به پیگیری این شکایت شد،
استفاده نابهجا از سرودههای استاد شجریان در زمان اتفاقات اخیر و در حین
اعتراضها بود. استاد شجریان سالها بود که عنوان کرده بودند که
سرودههایش را بدون اجازه وی پخش نکنند. ولی در این مورد به طرح شکایت
نپرداخته بودند. بنابر این استفاده از دعای ربنا به خاطر مردم مورد تصدیق
و پذیرش موکل من هست و هم اکنون هم شبکه اول سیما و شبکه قرآنی این دعا را
قبل از اذان پخش میکنند.
گویا پرویز فارسیجانی، دبیر شورای
معارف سیما هم از ربنا به عنوان یک اثر هنری نام برده است. یعنی علیرغم
شکایت آقای شجریان، یک همخوانی و هماهنگی بین استاد شجریان و مقامات صدا و
سیما برای پخش دعای ربنا وجود دارد؟
یادآوری میکنم که بعد از اینکه شکایت مطرح
شد من در متن شکایت، آقای صوفی، مدیر سابق مرکز موسیقی را به عنوان
نماینده صدا و سیما و تصمیمگیرنده اصلی مورد خطاب قرار دادم. همان زمان
هم اعلام کردم که پخش ربنا اشکالی ندارد. اما آقای صوفی از روی عصبانیت،
مصاحبههایی کردند و عنوان کردند که ما حتی ربنا را هم دیگر پخش نمیکنیم.
در
واقع با اظهارات اخیر آقای ضرغامی و فارسیجانی، آنها خواستهاند به نحوی
از انحا، تهیهکنندگان برنامههای تلویزیونی را مطمئن کنند که استفاده از
این دعا بلامانع است. نه به این دلیل که یک نوای مذهبی است، بلکه صرفاً به
این دلیل که موکل من اجازه پخش آن را به صورت نامحدود داده است.
آقای آغاسی، شکایت آقای شجریان، امروز در چه مرحلهای قرار دارد؟
پرونده در مرحله بازپرسی است. پرونده آقای
شجریان علیه صدا و سیما و روزنامه کیهان و آقای شریعتمداری در یک دادگاه
در حال رسیدگی است. من شخصاً اخطاریهای را که از سوی دادگاه صادر شده بود
از سوی آقای بازپرس به صدا و سیما بردم تا پاسخ دهند و بگویند که بر اساس
چه مجوز قانونی سرودههای آقای شجریان را پخش کردهاند؟ صرفاً مطالبی
عنوان شد که من از جزئیات آن بیخبرم.
ظاهراً قاضی پرونده تا کنون
با من به نحو قانونی برخورد نکرده است. من وکیل شاکی هستم و مجازم که
قانوناً از محتویات پرونده و پاسخهایی که متهمان ارائه کردهاند مطلع
باشم. ولی طی دو بار مراجعه در طول یک هفته گذشته، قاضی پرونده با این
عنوان که ممکن است اطلاع شما از محتویات پرونده تبعاتی به همراه داشته
باشد، به من اجازه مطالعه محتویات پرونده را نداده است. من نگران این هستم
که خدای نکرده دستگاه قضایی در ارتباط با این پرونده، نمره قبولی را کسب
نکند.
گذشته از نمره قبولی، به اعتقاد شما تکلیف شکایت آقای شجریان در نهایت چه میشود؟
طبیعتاً بازپرس چارهای ندارد جز اینکه اگر
اجازه کتبی از سوی آقای شجریان مبنی بر رضایتشان برای پخش سرودهها ارائه
نشود، که چنین اجازهای داده نشده، کیفرخواست را علیه کسی که مجوز پخش
صدای ایشان را داده، صادر کند.
یعنی این امر مقداری به پایمردی و ممارست شما نیازمند است؟
توکل به خدا میکنیم و امیدواریم بتوانیم
قوه قضاییه و بازپرس پرونده را مجاب کنیم که با بینظری کامل، وظیفه
قانونی خود را اعمال نمایند.
بهنقل از:پایگاه خبری تحلیلی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلیتکنیک تهران)
+ نوشته شده در پنجشنبه 12 شهریور1388ساعت 2:36 قبل از ظهر  توسط امین رضوي فرد
|
آموزشگاه موسيقي سپهر در رشته هاي زير هنرجو مي
پذيرد.علاقه مندان به هنر موسيقي مي توانند جهت ثبت نام به آدرس كازرون-خيابان قدس
شمالي-كوچه 17 شهيد نصيري-آموزشگاه آزاد موسيقي سپهر مراجعه و يا با شماره تلفن
هاي زير تماس حاصل فرمايند.
چنان كه «در روحوضی یا
تخت حوضی اجرای موسیقی و نمایش در جشن هایی مثل عروسی و ختنه سوران در
منازل و بر روی حوض های تخته پوش و مفروش است كه به عنوان صحنه استفاده می
شود.»۱ و همان طور كه اجرای موسیقی مناطق در جایگاه اصلی اش معنی دارد به
همان نسبت اجرای موسیقی آیینی در معابد و مساجد و لالایی مادر در كنار
نوزاد معنای حقیقی پیدا می كند. پس موسیقی سنتی نیز باید در شرایط و
جایگاه اصلی خویش ارائه شود. اساساً محتوای موسیقی، شنونده خاص خویش و نوع
شنونده نحوه ارائه آن را مشخص می كند. همچنین محتوا، جایگاه طبقه بندی
موسیقی و چه بسا گاهی اوقات شرایط اجتماعی حاكم بر جامعه محتوای آن را
معین می كند. بنابراین این پارامترها در همدیگر تاثیرگذارند به طور كلی
ترازهای اولیه ای كه در ذهن انسان های گذشته پدیدار می شده متناسب با نوع
زندگی آنها بوده و اغلب حالت جمعی داشته است تا به شكل كنونی درآمده.
بحث مورد نظر این یادداشت بداهه نوازی در موسیقی سنتی و نحوه ارائه آن
است. در اصل نحوه ارائه موسیقی سنتی (كه مبتنی بر ردیف دستگاهی است)
مخصوصاً نوع بداهه آن احتیاج به شرایط خاصی دارد و از آنجایی كه این
موسیقی دارای بار معنوی فوق العاده ای است و در آن رابطه تنگاتنگی بین
اجراكننده و مخاطب وجود دارد در زمره آن دسته از هنرهایی طبقه بندی می شود
كه رابطه هنرمند و مخاطبش از اهمیت خاصی برخوردار است یعنی بین این دو
عامل رابطه ای حضوری، رودررو و عمیق حكمفرما است و حاوی ارتباطات تنگاتنگ
معنوی و عاطفی است. به مفهوم بهتر بداهه نوازی دارای شرایط خاصی است كه به
طور كلی می توان آن را به دو دسته تقسیم كرد:
۱- شرایط روحی و درونی نوازنده (مثل تمركز فكر، احساس ارتباط روحی و صمیمی بین خود و شنونده و غیره)
۲- شرایط بیرونی و محیطی (مثل قرارگرفتن نوازنده در بین مخاطبین و در
فاصله ای نزدیك، عدم استفاده از میكروفن، تعداد اندك حضار، وجود محفلی
كوچك و نسبتاً بسته و آرام و...) بدین ترتیب نوازنده در عالی ترین سطح
اجرای موسیقی سنتی (یعنی بداهه نوازی) با فرورفتن در عوالم معنوی خود از
طریق اجرای نغمه هایی مخاطب خود را در این سیر درونی همراه می كند و او را
در تجربه معنوی خویش شریك می سازد و از سوی دیگر هنرمند از همین ارتباط
نزدیك (كه حتی صدای نفس شنونده در او اثر دارد) از مخاطب خود تاثیر می
گیرد و این دو در طی طریق مشتركی كه دارند به فضای روحانی و معنوی مشتركی
هم دست پیدا می كنند بنابراین در بداهه نوازی یك نوع تبادل بین هنرمند و
مخاطب صورت می گیرد. یعنی همیشه مخاطب جزیی از این موسیقی به حساب می آید
كه تقریباً به اندازه خود نوازنده اهمیت دارد.بنابراین این گونه
تاثیرگذاری متقابل هم برای مجری آن و هم برای شنونده اش در بداهه نوازی
امری ضروری و انكارناپذیر است و طرفین این رابطه باعث باروری و خلاقیت و
ایجاد فضای معنوی مرتبط با هم می شوند. در واقع موسیقی وسیله ای جهت كشف و
شهود به حساب می آید. تلنگر ابتدایی این كشف و شهود را هنرمند موجب می شود
ولی تداوم آن را مخاطب و هنرمند هر دو باعث می شوند.اما امروزه عدم حضور
هنرمند (به صورتی كه اشاره شد) در بین مخاطبان، موجب شكاف عمیقی از این
منظر بین آنها شده است. در واقع مخاطب به حال خود رها شده و با حضور
هنرمند در میان خویش احساس بیگانگی می كند.امروزه حضور موسیقیدانان در بین
مردم فقط از طریق اجرای كنسرت های چندهزار نفری امكان پذیر شده است. به
طوری كه كمترین تاثیر و تاثری را كه باید در اجرای زنده بداهه نوازی (در
حالت حقیقی اش) شاهد آن باشیم نیز اتفاق نمی افتد.لازم به توضیح است كه
«سازهای موسیقی سنتی بر بستر شرایط ویژه و نیازهایی خاص كه تك نوازی و
موسیقی مبتنی بر بداهه سرایی [یا بداهه نوازی] ایجاب كرده است طی دهه ها و
سده ها تكامل یافته اند و در واقع [موسیقی سنتی] موسیقی فضای نسبتاً بسته
و مجالس [كوچك] است.»۲
درحالی كه اجرای كنسرت ها در فضای بزرگ و اغلب باز به وسیله سازهای سنتی
آن هم با هدف بداهه نوازی به صورت مطلوب امكان پذیر نیست چرا كه «سازهای
سنتی صدایشان به تنهایی اغلب در حد متوسط یا كم»۳ قرار دارد، هر چند كه با
استفاده از میكروفن و وسایل صوتی صدای آنها را مرتفع می كنند ولی چون این
وسایل همه صداهای واقعی ایجاد شده توسط ساز را منعكس نمی كنند به همان
میزان از تاثیر صدای اصلی نیز می كاهند. در واقع تاثیر موسیقی مبتنی بر
بداهه نوازی به وسیله عواملی شكل می گیرد كه امروزه در سالن های كنسرت هیچ
كدام از آنها وجود ندارد. یعنی در این حالت نه شرایط درونی در نوازنده به
خوبی شكل می گیرد و شرایط بیرونی موجود در سالن های كنسرت نیز باعث عدم
تاثیرگذاری موسیقی بر مخاطب و طبیعتاً نوازنده می شود.بنابراین هنرمند فقط
موسیقی را ارائه كرده و مخاطب هم آن را می شنود و یك رابطه یك طرفه و سطحی
بین این دو به وجود می آید به طوری كه اگر ما همان اجرا را از طریق نوار
كاست و صفحه (كه غالباً كیفیت آن در مقایسه با كیفیت پایین صدابرداری در
كنسرت ها، در حد بالایی است) بشنویم چه بسا تقریباً همان تاثیری را می
پذیریم كه در سالن كنسرت خواهیم پذیرفت. اكنون سئوالی كه به ذهن می رسد
این است كه آیا حضور هنرمند به صورتی كه مورد نظر ما در این یادداشت بود
امروزه امكان پذیر است یا نه؟
جواب این سئوال را با اتفاقی كه چندین روز پیش شاهد آن بودیم خواهم داد.
مردادماه گذشته از طریق همین روزنامه باخبر شدم كه جلال ذوالفنون راهی
شهرستان مشهد خواهد شد. گویی این بار فضای كار به شكلی دیگر بود. یعنی از
همان ابتدای حركت به سوی مقصد او با هدف ارتباط بیشتر و عمیق تر با مخاطب
طرحی را به اجرا درآورد. به این صورت كه گروه ذوالفنون همراه با توری
متشكل از مسافران ساكن تهران كه به خاطر حضور ذوالفنون در آن ثبت نام كرده
بودند به وسیله اتوبوس راهی مشهد شدند. بدین ترتیب در طول راه او با مردم
در ارتباط نزدیك قرار می گیرد. در شب دومی كه به مقصد می رسند برنامه
اجرای موسیقی را در یك باغ كوچك و با حضور تعدادی كمتر از ۵۰ نفر (متشكل
از گروه ذوالفنون و تعدادی از مسافران تور و عده بیشتری از مردم شهرستان
مشهد) ترتیب می دهند. در آنجا او قبل از اجرا با حضار به گفت و گوی
غیررسمی و صمیمی نشست و از نظراتشان نسبت به هنرمند و هنر باخبر شد. در
مرحله بعد ذوالفنون با گروه خود به اجرای برنامه ای به مدت نیم ساعت
پرداخت. سپس از مخاطبین نظرش را در مورد برنامه ای كه اجرا شد جویا شد. از
همه مهمتر اینكه خودش در پایان جلسه به صورت انفرادی قطعاتی را براساس
بداهه نوازی اجرا كرد. در این بداهه نوازی نكاتی وجود داشت كه از اهمیت
فوق العاده ای برخوردار بود كه عبارتند از:
۱- تعداد اندك مخاطبین
۲- نبود میكروفن
۳- نشستن حضار بر روی زمین
۴- قرارگرفتن شنونده ها در گرداگرد نوازنده
۵- وجود فاصله ای كمتر از نیم متر بین ردیف های اول و هنرمند. (بنابراین
شرایط بیرونی مهیا بود) پرواضح است در این نوع اجرا هم نوازنده می تواند
شرایط بداهه نوازی را برای خود ایجاد كند و هم مخاطب از او تاثیر بگیرد و
تاثیر هم بگذارد. (شرایط درونی و بیرونی تقریباً وجود داشت)
و یك ارتباط دوطرفه بین هنرمند و مخاطب برقرار شده بود كه تاثیر آن بعد از
پایان برنامه در چهره حضار دیده می شد.پس امروزه نیز می توانیم شاهد ارائه
موسیقی سنتی مخصوصاً نوع بداهه اش به صورت اصیل آن باشیم.اگر این گونه
اجراها كمتر اتفاق می افتد دلیلش را باید از هنرمندانمان پرسید. چرا كه
مخاطبین این موسیقی سراپا شور و شوق هستند.
منبع:پرشين پرشيا
+ نوشته شده در پنجشنبه 22 مرداد1388ساعت 11:14 قبل از ظهر  توسط امین رضوي فرد
|